بودم و هستم نمیدونم تا کی؟!
هر روز میام اینجارو میخونم
ولی حس و حال نوشتن ندارم
منو ببخشید
اگه بهم سر زدید و من جوابتونو ندادم شرمنده ام
بخدا اون حال و هوای قبلی دیگه توم نیست
مینا جونم میدونم از دستم دلخوری
میدونم ازینکه ازم بیحبر بودی ناراحتی
ولی باور کن دست خودم نبود
چرا رفتی و مارو تنها گذاشتی؟
با اینکه ازم دلخوری اگه راه داره برگرد
فروز روز بروز داره بیفروزتر میشه
مخصوصن اینروزا که دوری برادرم هم بهش اضافه شده
اوایل عید رفت و مارو تنها گذاشت
از غم دوریش دلمون ریشه
برادرم دیدار به قیامت
اینروزا که غم بزرگی تو دلمه
شاید اینجا نوشتن یه کم تسکینم بده
از امروز امتحان میکنم
برچسب:
نویسنده: محمد اسدیپور